معین می خونه الان... - تاریخ: 1399/1/14 ساعت: 8:01
الان داره می خونه: وقتی چشات بارونیه...تو گریه می کنی و من، تو اشک تو شعله ورم...برای من خوندن این مرد یعنی سفری طولانی به خیلی خاطرات. به مدرسه و مسیر خوشش! به دشت هایی که وسیع و گسترده ما رو توی خود
سال نو شد! - تاریخ: 1399/1/14 ساعت: 8:01
سال نو شد!ولی اولین بار نیست! چهار و نیم میلیارد ساله که زمین به یه سال نو رسیده و باز تکرار! سال نو شد قدیمی ترین اتفاقی است که بر روی زمین افتاده است!سال نو شد واقعا هیچ معنای معنوی ندارد! چون اصولا
قرنطینه ی فکر - تاریخ: 1399/1/14 ساعت: 8:01
قرنطینه شدن هیچ وقت دلخواه بشر نبوده! یه وقتایی قرنطینه ات می کنن! یه وقتایی تو خودت می خوای قرنطینه بشی! یه وقتایی مجبوری! یه وقتایی مجبورت می کنن! قرنطینه شدن فکر ولی چطوریه؟! مثلا من تصمیم می گیرم
روزگار غریبی است نازنین! - تاریخ: 1399/1/14 ساعت: 8:01
روزگار غریبی است نازنین! می بینیم ولی نمی فهمیم!درد می کشیم ولی دم نمی زنیم!تاراجمان می کنند ولی دفاعی نمی کنیم!روزگار گنگی است حال من و تو در این دشت پر درد! لعنت به مظلوم!روزگار غریبی است نازنین!
زندگی زیباست؟ - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 2:26
در کشور من هر چقدر که تلاش کنی محکومی به چارچوبی که برایت در لباس فقر و تورم و نداری دوخته اند! اگر هم خانه ای و ماشینی داری بس است برای خوشبخت بودن و تن دادن به همینی که هست! اگر هم بیش از این ها داری که هم نشین با خدایانی و من حتی نمی توانم تصورت هم کنم! زندگی زیباست؟
سال جدید لعنتی - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 2:26
سال جدید با کلی ایده های کهنه، آرزوهای مرده، تلاش های نامربوط، راه های نیمه رفته و نرفته!!! کجای این یعنی یه چیزی جدید شده؟؟؟ولی خب آدما عادت دارن فک کنن سال جدید یعنی یه شروع جدید، که اصلا هم اینطور نیست! ولی... بی خیال... یه شروع جدید باشه مگه چی می شه؟ اگه راه می افته کار زندگی بذار سال جدید یه ش...
صف - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 2:26
اصول تفکر در کشور من معنی ندارد! اینجا فقط صف هست و دیگر هیچ!
راه دور - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 2:26
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش.
دنیا دو روزه... - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 2:26
به پاهای خودتموقع راه رفتن نگاه کن....داٸما یکی جلو هست و یکی عقب...نه جلویی بخاطر جلو بودن مغرور میشه...نه عقبی چون عقب هست شرمنده و ناراحت...چون میدونن شرایطشون داٸم عوض میشه...روز های زندگی ما هم دقیقا همین حالته...دنیا دو روزه...روزی با تو ، روزی علیه تو...روزی که با تو هست،مغرور نشو...روزی که ع...
کلید ته جیب! - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 2:26
همین که باشی و بدونی می شه جلو رفت توی اون لحظه هایی که داری عقبگرد می کنی، داری عقب نشینی می کنی، با تموم وجود خسته ای و می خوای بگی لعنتی تمومش کن یعنی هنوز یه کلید توی جیبت باقی مونده!همه ی وجود آدمی به همین کلیدهاس. فقط گاهی نمیشه دیگه! ها؟ نمیشه! حالا تو هر چقدر می خوای فکر کن که محدودیت ها روب...
تشویق - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 2:26
به گمان من یکی از فرایندهای مهم مدیریت، افشاندن بارانی از تشویق بر سر کارکنان برای پیشرفت آنان است. تشویق باید هم از روح و هم از جیب کارکنان سر درآورد.جک ولش
دنگ ... دنگ - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 2:26
دنگ .... دنگساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی درپی زنگزهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی منلحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده استلیک چون باید این دم گذردپس اگر می گریم گری
داستان مسافر بین ستاره ای 1 - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:40
همین چند وقت پیش احساس نبود! دقیقا خاطرم نیست، شاید همین 2 یا سه میلیون سال قبل! حال و روز خوشی هم نداشتم؛ کلا اوضاع بر وفق مراد نبود. حالا وضعیت بهتر شده، تنها نیستم. البته هیچ وقت تنهایی من را واقعا
شکوه - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:40
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنستروز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست...گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگیپرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست شهریار
مهاجرت - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:40
مهاجرت سخت است. برای رفتن باید شجاع بود، باید عاشق جهان باشی! رفتن نه از سر اجبار و نه از سر ترس! رفتن برای فردای بهتر!
بیگانه ای در زمین - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:40
وقت هایم را می گذرانم. بی آنکه بدانم به کدام سو می روم، یا می برندم! وقت هایم رو سپری می کنم. منم و ساعتی که نمی بینم. آینده ای که نمی بینم ولی مرا در خود حل خواهد کرد. چقدر دلم تنگ می شود برای لحظه
فیلترینگ لازم! - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:40
مدتی است فیلترینگ لازم شده ام! این هم یک مدلش است دیگر! فیلترینگ لازماصولا فهم و درک من آنقدر بالا نیست که بتوانم برای خودم تصمیم بگیرم. من فهمم می رسد که برای صبحانه مثلا نان و پنیر بخورم، فهمم می رس
خیام و من! - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:40
گر یک نفست ز زندگانی گذردمگذار که جز به شادمانی گذرد هشدار، که سرمایهی سودای جهانعمرست چنانش، گذرانی، گذرد خیام
تنهاتر از زندگی - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:40
چنان تنهایی وحشتناکی احساس میکردم که خیال خودکشی به سرم زد تنها چیزی که جلویم راگرفت این بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود. ژان پل سارتر
ملانیا هم نمی تونه خللی در عزم راسخ ما ایجاد کنه! - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:40
گاهی یه اصطلاحاتی ساخته می شه، به دست این بیگانه های استعماگر، این اجانب ذلیل شده، آن مستکبران خیر ندیده و در دهان مردم فهیم و شهیدپرور انداخته می شه که اصلا این اصطلاحات وجود خارجی و داخلی هم نداره!